دوره 6، شماره 23 - ( فصل نامه ی علمی پژوهشی«عرفانیات در ادب فارسی» 1394 )                   جلد 6 شماره 23 صفحات 154-130 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


چکیده:   (4849 مشاهده)

«مرگ» و تأثیر آن بر «معنی زندگی» از دغدغه­های همیشگی بشر بوده است؛ مولوی در شمار اندیشمندانی است که موضوع مرگ و رابطه آن با معنای زندگی را در مثنوی و کلّیات شمس به تفصیل بیان نموده است. مولوی عارف، بسیار «مشتاق مرگ» است و از آن با تعبیر «عروسی ابدی» یاد می کند. از دیدگاه وی، مرگ به معنی «قطع» و «پایان زندگی» نیست، بلکه «آغاز زندگی جاودانه دیگری» است. در چنین اندیشه­ای، معنی زندگی، تولّد دوباره یافتن، تکامل انسانی، روی کردن به صفای باطن، به دنیای قلب پانهادن، زمام عقل را به عشق الهی سپردن، ایجاد تغییر و تحوّل در جریان زندگی و پرهیز از خشک­اندیشی، همراهی با زمان و... است. افزون براین، دیدگاه­های مولوی در این زمینه، در چارچوب نظریه «فراطبیعت­گرایان» قرار می­گیرد؛ زیرا مولوی، عامل اصلی معناداری زندگی را «عشق» به خداوند و سیر و حرکت به سوی او دانسته و مرگ را بخش جدایی­ناپذیر زندگی و عامل پیوند و تکامل زندگی انسانی معرّفی می­نماید. 

متن کامل [PDF 147 kb]   (1029 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1395/3/24 | پذیرش: 1395/3/24 | انتشار: 1395/3/24

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.