دانشگاه ، omid.barann1359@gmail.com
چکیده: (1226 مشاهده)
فیلسوفان بزرگی چون کییرکگارد، مارتین هایدگر و ژان پل سارتر، انسان را محور توجّهشان قرار داده و مکتب اگزیستانسیالیسم را بنیان نهادند. این مکتب، در مورد انسان و اصالتش سخن گفته، بر تقدّم وجود بر ماهیّت تأکید ورزیده و همه چیز را از آنِ انسان میداند. اگزیستانسیالیسم در ادبیات جهانی به خصوص ادبیات معاصر نفوذ کرده و شاعران و هنرمندان بسیاری چون حسین پناهی از آن تأثیر پذیرفتهاند. در این جستار، با روش تحلیل محتوا و تکیه بر سرودههای حسین پناهی به تأثیر اگزیستانسیالیسم در شعر او با محورهای انسان، آزادی، تعهّد، مرگ، مسئولیّت، وانهادگی و ترس و اضطراب پرداخته میشود، چرا که وی، برای انسان و اصالت او ارزش و اهمیّت زیادی قائل است. از نظر او، انسان، همه چیز است و آزادی، حق مسلّم اوست؛ آزادیئی که به شناخت او از حقیقت و تشکیل جامعهای آزاد، کمک کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که پناهی بر تجربه های انسانی، مسئولیّت فردی و جستجو برای معنا در زندگی توجّه ویژه ای داشته است. مسئلۀ هستی، پوچی جهان، مرگ اندیشی، آزادی، سرگردانی و پرسشگری در اشعار پناهی چشمگیر است و جزو مختصات دستگاه فکری پناهی به شمار می روند. پرسشگری، فلسفی اندیشیدن و کنجکاوی از سر جهان آگاهی پناهی، زمینه ساز همۀ این مسائل بنیادین اگزیستانسیالیستی شده است. پناهی، میکوشد که آدمها، معنای شخصی خود را پیدا کرده و زندگی آگاهانهتری داشته باشند و با پذیرش مسئولیّت انتخابهای خود، با اضطرابهای وجودی روبرو شده و از آن به عنوان ابزاری برای رشد و خودشناسی استفاده کنند.
شمارهی مقاله: 1
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/9/17 | پذیرش: 1404/12/21 | انتشار: 1404/12/21