1- دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان ، r.s.shahpar@gmail.com
2- دبیر آموزش و پرورش همدان
چکیده: (41 مشاهده)
هدف از این پژوهش تحلیل و مقایسه دیدگاه غزالی و مولوی درباره سماع است. سماع به معنی آواز و سرود، و در اصطلاح صوفیان، وجد و سرور و پایکوبی و دست افشانی با آداب و تشریفاتی خاص است. از نظر غزالی، سماع آینهای است که محتوای قلب را بازتاب میدهد و عاملی است که نیروی پنهان درون قلب انسان را بیدار و تقویت میکند. از اینرو سماع میتواند برای قلبهای بیمار، سمی مهلک و برای قلبهای سالم، شفابخش باشد. او نه مانند فقیهان سختگیر سماع را مطلقاً منع میکند و نه چون صوفیان افراطی، به آن جواز مطلق میدهد. مولوی نیز سماع را نه صرفاً یک رقص یا حرکت ظاهری، بلکه تجلی شور عشق الهی و بیان حال عرفانی روح میداند. از نظر او سماع زمانی معنا دارد که از سر عشق و وجد حقیقی باشد، نه از روی تقلید یا سرگرمی. همچنین سماع را غذای روح عاشقان و مولّد نیرو و نشاط و راهی برای رهایی از جسم و پیوستن به جان میداند.
شمارهی مقاله: 3
واژههای کلیدی: عرفان،
تصوف،
سماع،
غزالی،
مولوی
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/12/21 | پذیرش: 1404/12/21 | انتشار: 1404/12/21