دوره 9، شماره 33 - ( فصل نامة « عرفانیات در ادب فارسی» 1396 )                   جلد 9 شماره 33 صفحات 159-138 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشیارگروه ادیان و عرفان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم‌آباد، خرم‌آباد، ایران. (نویسنده مسئول) ، ali fathollahi@yahoo.com
2- دانشجوی دکتری ادیان و عرفان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم‌آباد، خرم‌آباد، ایران.
چکیده:   (2337 مشاهده)
در کتب ملل و نحل و مصادر روایی،حدیثی از پیامبر(ص) مبنی بر تشتّت دیدگاه، میان امت­های یهود، نصارا و اسلام موسوم به«حدیث تفرقه» یاد می­شود. عرفای مسلمان همچون دیگر اندیشه­ورزان، با ژرف­بینی دراین روایت، ضمن تبیین و تحلیل، آن را دستمایه دیدگاه تأویلگرایانه و گاه مبتنی بر تسامح دینی یا به عبارتی «فرامذهباندیشی» خود قرار دادهاند. در این میان مولوی بلخی(604-672) در دیوان شمس وکتاب مثنوی به طرح دیدگاه­های خویش در مواجهه با سایر ادیان و مذاهب پرداخته است. وی معانی متفاوتی را از تعبیر «هفتاد و دو»گانه پنداری اهل مذاهب طرح کرده، آن را بر سیاق مکتب عرفانی خویش تفسیر می­کند. این نوشتار با روش توصیفی و تحلیل محتوای متون مرتبط،نشان می­دهدکه برخی از عرفا با تسامح، هفتادودو مذهب را منازل راه خدا می دانند و قول به فرقه ناجیه را مغایر با رحمت واسعه الهی دانسته، برخی نیز انسان کامل و دیگران هم اهل بیت و اصحاب پیامبر را مصداق واقعی فرقه ناجیه پنداشته­اند.
 
متن کامل [PDF 1275 kb]   (920 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1396/11/6 | پذیرش: 1396/12/12 | انتشار: 1397/1/20

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.